فرار یا قرار..؟

ماریا آوند

آزادی در معنای وسیع کلمه تعریفی بسیار گسترده دارد ونمی توان به آسانی از آن گذار نمود. برای رسیدن به آزادی‌های دست نیافتنی صدها یا هزاران کیلومتر راهی را در پیش می گیریم که به اوج رهایی برسیم. از چشمداشت، امید وآرزوهای دوران بچگی اتوپیایی را برای خود ساختیم. چیدمان ودکوراسیون داخلی را بر عهده می گیریم وساخت رونمای بنا را به شخص کلیشه‌ای می سپاریم که سالیان مدیدی است شهر اتوپیایی را به حصار کشیده است. برای رهایی ازاین حصار خویش را با فرازو نشیب هایی روبرو می سازیم که با ما سازگار نیست وماهیت را به دست فراموشی می سپارد. فرار از حصار وبه درون تله افتادن… اگر نگاهی به عقب بیندازیم شخصیت کلیشه‌ای را می بینیم که هر بار به میزبانی مهمان می رود. در اینجاست که تلنگری  افکارم را می شکافد ومن را با تلاطم امواج سوالات تنها می گذارد. چرا برای آزادی باید فرسنگها دور شد؟ به سرزمینی گام نهم که مرا بیگانه می خواند، زبانم را نمی شناسد، فرهنگم را غریبه می پندارد…این سرزمین مرا به کدامین آزادی خواهد رساند؟ هدف من رسیدن به آزادی بود یا فرار از حصار کلیشه ای؟ برای پاسخ باید با خود روراست بوده وبا چشمانی بینا وگوشی شنوا به دنیای  پیرامون بنگریم. سالانه عده‌ی زیادی از مردم، بخصوص زنان برای رهایی از محدودیتها وقیدوبندهای سنتی،عرفی وشرعی به کشورهای بیگانه متوسل می شوند. برای انسان در این جهان همیشه دو راه بوده ، یا باید ازقوانین طبیعی تبعیت نموده یا به دام جهانیان مبهم وتاریک افتاد!

مفهوم آزادی چیست؟ اتوپیای هر انسانی آزادی ورهایی است. برای این امر فرد متعلق  به جامعه خویش است و جامعه از آن فرد فرد انسانهاست. بی تفاوتی انسان نسبت به آینده‌ی جامعه واوضاع نابسامان آن به معنای فاصله گرفتن از وجدان وذهنیت بیدار می باشد. تباهی زن با بی تفاوتی نسبت به جامعه وخلق صورت می گیرد؛ هرگاه از هستی، علم، سیاست، هنرو پیشرفت حرفی گفته می شود محور آن انسان می باشد.

در میان تمامی این پدیده ها ومفاهیم نوعی دوقطبی بودن  وجود دارد که هرکدام به سهم خویش وبا نیروی جاذبه ا ش، زن را به سوی خود می کشاند،لذا هرگونه تصمیم ،درست ونادرست جهت یکی ازآن دوقطب را تعیین می نماید.هم نیروی فریب، هم نیروی هدایت گر که هر دو نیرو در وجود خود زن می باشد، به همین خاطر دنیایی در وجود زن نهفته است که به وسیله آن به خواسته‌های درونی خویش پاسخ می دهد که باید در هرشرایطی از زندگی قرار را بر فرار ترجیح دهیم. فرار به کشورهای بیگانه معضلات وعدیده مشکلاتی را به همراه دارد که به مرور زمان حقیقت به دست فراموشی سپرده می شود. حقیقتی که اصل را به بهای ناچیزی بفروشد  نمی تواند ادعای رهایی داشته باشد. آزادی که سبب شود ازخویشتن دور بمانی تلطیف برده داری است ؛ شیوه ای که تمامی کشورهای سرمایه داری غربی وآسیایی در راستای مدیریت وحکمرانی قدرت دولت به کار می بندند.

این بحران قدرت هزار ساله‌ی مردسالاری که به حاکمی کلیشه‌ای مبدل شده را باید چگونه تعریف وتعبیر نماییم؟ شخص آزاد همیشه در حال جستجواست وهیچ وقت از مطالبات خویش دست بر نخواهد کشید واین خصلتی است که درتمامی زنان به وفور دیده می شود .سالیان سال است که در همین راستا قدمهای بزرگ وشجاعانه‌ای در برابر ذهنیت مردان اقتدارطلب نهاده اند وعرصه‌ی جامعه را خالی نگداشته اند.

برای دست یابی به آزادی باید ماندگار شد وجنگید. جنگ برای موجودیت وهویت حبس شده در چنگال شاهان عریان زمانه.موجودیتی که به وسیله‌ی رنگ اقتدارازاصیل بودن خویش دورمانده‌ وآزادی را در برنامه و تصویرهای گمراهی که برای زنان می سازند می بیند و اغفال گردیده است، که بدین شیوه به جای اصالت تاریخی وجایگاه ومنزلت خویش، تبدیل به ابزارحکومت مرد سالاری میشود!

مشاهده وادراک رویدادها ازجمله مسائلی است که زنان بایستی بصورت آگاهانه وتیزبینانه‌تری نسبت به پیرامون جامعه داشته باشند. در مقابل اقتداری که با ابزاری ساختن زنان آنان را ازعرصه ی سیاست  واخلاق به بیرون رانده است، وظیفه ما بازگشت به عرصه‌ی مبارزه و مقاومت در برابر همه‌ی ذهنیتهای ارتجاعی، قدرت محور و واپسگرا است.

JINEOLOJI